بسم الله الرحمن الرحيم
((مختصري از زندگينامه عالم رباني مرحوم حجه الاسلام والمسلمين جناب آقاي حاج شيخ محمد كاظم مشايخي))
مرحوم حجه الاسلام و المسلمين جناب آقاي حاج شيخ محمد كاظم مشايخي فرزند مرحوم حجه الاسلام آشيخ عباسعلي مشايخي در سال1278 هجري شمسي درروستاي وانشان از توابع شهرستان گلپايگان درخانواده اي روحاني چشم به جهان گشود. دوران طفوليت خود را در روستاي وانشان وبا فراگيري علوم قرآني نزد آقا سيد عباس كه مردي متقي و زاهد بود شروع نمود و سپس تحصيلات حوزه ي خود را ابتدا درحوزه ي علميه گلپايگان وگوگد باتحمل سختي ها ومشقات فراوان ازجمله طي نمودن مسافت بيش از ده كيلومتري بين گلپايگان و وانشان به طور پياده در محضر اساتيدي چون آقا سيدمحمدعلي وحاج شيخ فقيهي تلمذ نمود وپس ازگذراندن دروس مقدماتي جهت تكميل تحصيلات به شهرستان اصفهان عزيمت ودرحوزه ي علميه ((جده بزرگ))واقع در بازاراصفهان مدت 5 سال ازمحضر اساتيد بزرگ آن حوزه كسب فيض نمودند باتوجه به اينكه اين دوران همزمان با حكومت استبدادي وضد مذهبي رضاخان بود وحوزه هاي علميه و روحانيون تحت شديدترين فشارها بودند وبه هر بهانه اي ازجمله با انجام امتحانات متعدد و پي درپي ازطرف اداره فرهنگ آن زمان نسبت به خلع لباس روحانيون سعي دربه حداقل رساندن افراد ملبس به لباس روحانيت داشتند با سعي و تلاش فراوان درفراگيري علوم اسلام همه امتحانات راباموفقيت پشت سرگذاشتند درآن زمان فشارو خفقان رضاخاني به اوج رسيده و درنهايت منجر به تعطيلي حوزه علميه اصفهان و پراكنده نمودن طلاب وجذب اكثر آنان درادارات و دوائردولتي آن زمان گرديد. ليكن ايشان علي رغم تمامي مشكلات و محروميتها واهانتها وهمچنين وجود تنگناهاي شديد مادي واقتصادي باتوجه به علاقه خود وتوصيه اساتيد ازقبول استخدام امتناع وهمچنان دركسوت مقدس روحانيت باقي مي ماندند وجهت ادامه تحصيلات وگذرانيدن دروس خارج فقه به حوزه علميه قم مشرف شده وازمحضر بزرگاني چون آيات عظام حائري يزدي-بروجردي-امام خميني-خوانساري-گلپايگاني-اراكي وساير علماء بزرگ (رضوان الله عليهم) كسب فيض نموده اند.ايشان درمدرسه فيضيه قم افتخار همسايگي باحجره امام خميني (ره) را داشتند و ازجلسات درس اخلاق امام راحل استفاده مي نمودند. ايشان دوران جواني امام (كه در آن زمان به حاج آقا روح الله معروف بودند) را روحاني رشيد و خوش سيما با چهره اي جذاب وبا ابهت وعرفاني وصف مي نمود ودرس اخلاق امام را كه باحضور طلاب و گروه هاي كثير مردم تشكيل مي گرديد
[align=center]
جلسه اي فوق العاده همراه باضجه وگريه وزاري حاضران توصيف مي كرد ايشان با كسب مدارج علمي ازسوي متجاوز از ده نفرمراجع عظام تقليد نجف وقم نظير آيات عظام سيد ابوالحسن اصفهاني- حائري يزدي- صدرالدين صدر- گلپايگاني- مرعشي نجفي- خوانساري- اراكي- صافي وتعداد ديگري ازمراجع به عنوان نماينده آنان اجازه تصرف درامورحسبيه وشرعيه دارا بودند متعاقبا با اصرار و پافشاري پدربزرگوارش آشيخ عباسعلي مشايخي جهت ترويج احكام وهدايت مردم برحسب تكليف شرعي به زادگاه خود روستاي وانشان مراجعت نموده وبااقامه نماز جماعت وبيان احكام وترويج دين و حل مشكلات ورتق وفتق امور ومسائل اجتماعي مردم همت گماشت ودرآن زمان كه ظلم و جور رژيم ستمشاهي به اوج رسيده بود و با اجراي برنامه ها ي استعماري (انقلاب به اصطلاح سفيد) مشغول دين زدايي ازجامعه ايران بود ايشان درجلسات باعلما ومردم به افشاگري وشناساندن خباثت رژيم طاغوت مي پرداخت كه به عنوان نمونه مخالفت ايشان بااجراي قانون تقسيم اراضي ازآن جمله بودكه منجربه عكس العمل رژيم ومحاصره منزل مسكوني ايشان با حضور رئيس سازمان امنيت اصفهان وافراد ژاندارمري ودادگستري وتفتيش وجست وجوي منزل وكتابخانه ايشان وبازجويي ازافراد كه با وي مراوده وارتباط داشتند گرديد كه خوشبختانه موفق به يافتن رساله امام خميني ومدارك خاصي نميگردند. دردوران اوج گيري انقلاب شكوهمند اسلامي به رهبري امام خميني (ره)درجلسات ومجامع ازنهضت اسلامي حمايت معنوي مي نمود و در12بهمن سال1357 به شوق ديداربا امام امت درفرودگاه مهرآباد حضوريافته وسپس به ملاقات امام در مدرسه علوي رفتند.ايشان بيش از60سال ازعمربابركت خود را در روستاي وانشان به ارشاد وهدايت مردم مشغول بوده اين مرحوم علاقه وارادت فوق العاده زيادي به ائمه اطهارداشتند و درايام عزاداري حضرت اباعبدالله الحسين(ع) با شنيدن مرثيه هاي عزاداري با صداي بلند گريه مي نمود به طوري كه شانه هاي ايشان بي اختيار تكان مي خورد.
ايشان در12مهر ماه سال1379 هجري شمسي درسن 101سالگي وپس از تحمل بيش از 3سال دوران بيماري دارفاني راوداع نمودند.
[align=center]
![[تصویر: asheck19.jpg]](http://sites.google.com/site/vaneshansite/mashah/asheck19.jpg)
آرامگاه ايشان درمحل امامزاده شاهزاده ابوالفتوح وانشان درجوار آرامگاه پدرش حاج شيخ عباسعلي و پدربزرگ خود حاج شيخ حسينعلي قراردارد.
ارسالی توسط آقای معین مشایخی [/align]
----------------------------------------------------------------------------------------------
تاریخچه زند گی حضرت آیه الله
مرحوم شیخ محمّد صادق علامه گلپایگانی
آیه الله شیخ محمدصادق علامه فرزند حاج حسین، در سال 1291 هـ . ق برابر با 1248 هـ . ش در روستای وانشان دیده به جهان گشود. ایشان در ایام کودکی به چشم درد سختی مبتلا گرد ید به گونه ای که د ید گانش در معرض نابینا ئی قرار گرفت ، به همین خاطر مرحوم پدرش نذر کرد
« چنانچه فرزند ش شفا یابد او را در راه خدا بدهد »
پس از مد تی معظم له شفا یافته و بینایی خود را باز می یابد به همین خاطر مرحوم حاج حسین پس از مدتی تفکر به این نتیجه می رسد که بهترین را ه خدا این است که فرزندش را برای تحصیل علوم دینی به حوزه ی علمیه بسپارد و سرانجام محمدصادق را در حالی که ده ساله بود به حوزه ی علمیه اصفهان برده و به کسب معارف الهی وادار نمود .
علامه گلپایگانی دروس سطح را در حوزه علمیه اصفهان، به مدت شش سال فرا گرفته و در سال 1307 هـ.ق در سن 16 سالگی عازم حوزه علمیه نجف اشرف گردید . و در آن سرزمین مقدس از محضر آیات عظام : آخوند خراسانی، آیه الله نائینی و آیه الله آقا ضیاءالدین عراقی، آیه الله سید محمد کاظم یزدی و آیه الله حاج آقا رضا همدانی بهره بهرمند گردید . و به مدت هفت سال در سامرا در مجلس درس آیه الله میرزا محمد تقی شیرازی بزرگ (صاحب فتوای تحریم تنباکو ) شرکت نموده و در سن 35 سالگی به مقام شامخ فقاهت و اجتهاد نایل گردید.
معظم له همزمان با تحصیل علوم دینی چندین سال سمت تدریس وتعلیم وتربیت طلاب علوم دینی را در نجف اشرف به عهده داشت
در سال 1325 هـ . ق پدر بزرگوار علامه وانشانی برای بازگرداندن ایشان به نجف اشرف رفته واعلام میدارد که :
مادرت مرا فرستاده که تورا به وانشان ببرم وگفته اگر به وانشان بر نگردی شیرم را حلالت نمی کنم . مرحوم علامه پس از اطلاع از تصمیم و درخواست پدر ومادرش مردد می گردد که آیا برخلاف خواسته ی والدین خود عمل کند و در نجف بماند وبه تدریس وتربیت طلاب خود ادامه دهد یا حوزه نجف را ترک کند وراهی ایران شود ، به همین حالت تردید شب را به صبح می رساند، صبح هنگام ، برادرش مرحوم حاج محمود که همراه پدرش به نجف آمده بود ازایشان می خواهد که وی را به حمام راهنمایی کند. مرحوم علامه بعد از راهنمایی برادرش به حمام بیرون حمام منتظر بازگشت ایشان می ماند در حالی که مدت زیادی از طلوع فجر نگذشته بود
ناگهان یک سید عرب را در فاصله چند قدمی خود می بیند که به ایشان می گوید:
« السلام علیک یا شیخ محمدصادق وانشانی ، صبحکم الله بالخیر »
مرحوم علامه در فکر فرو می رود که این سید عرب کیست که مرا شناخت ولی من او را نمی شناسم. آن سید به او می فرماید:
« هنوز که نماز نخوانده ای برویم تواین مسجد نماز بخوانیم » و وی را جهت اقامه نماز به مسجد می برد. در بین راه به شیخ محمد صادق علامه می فرماید:
« امر پدر و مادرت را اطاعت کن و به وطنت برگرد چون طولی نمی کشد که در عراق جنگی رخ خواهد داد و به دنبال آن قحطی و گرانی مردم وعلما ء وطلاب را به زحمت خواهد انداخت» .
مرموم علامه می فرماید : وضو گرفتیم و وارد مسجد شدیم،در حال گفتن اذان و اقامه بودم که متوجه شدم آن سید عرب ناپدید شد و جستجوی من برای یافتن ایشان بی فایده بود. به خود گفتم غیر از من هیچ یک از دوستان و شاگردانم کسی نمی داند پدرم به نجف آمده و چنین پیشنهادی را مطرح کرده، این سید کی بود که من را شناخت، هم از آمدن پدرم خبر داشت، هم از پیشنهاد ایشان مطلع بود و مهمتر اینکه من نیّت قلبی خود را به کسی نگفته بودم که در رفتن به وانشان مردد هستم !! پس به این نتیجه رسیدم که او وجود مقدس آقا امام زمان (عج) بوده است. به همین خاطر حوزه نجف را ترک کرده و همراه پدر وبرادرش به وانشان بازگشت مرحوم شیخ محمد صادق علامه میگوید : من زمانی یقین حاصل کردم که آن سید عرب حضرت امام عصر(عج) بود که پیشگویی او صحیح از کار درآمد و پس از گذشت شش ماه آتش جنگ درکشورعراق شعله ور گردید و به دنبال آن مردم و به خصوص طلاب و علما از قحطی و گرانی به ستوه آمدند.
ایشان هنگام بازگشت به وطن کتاب هایش را به همدرس و هم مباحثه و صمیمی ترین دوست و همنشین خود آیه الله آقا سید جمال الدین سعید آبادی گلپایگانی سپرده و به ایران باز می گردد. یک سال پس از فوت علامه وانشانی ، عده ای از اهالی وانشان در نجف اشرف با مرحوم آیه الله آقاسید جمال الدین گلپایگانی ملاقات نموده و خبر وفات مرحوم علامه را به ایشان می دهند معظم له ضمن اظهار تأسف و بیان شمه ای از فضایل مرحوم شیخ محمد صادق وانشانی از برادرزاده ایشان (مرحوم حاج حسن پسر حاج محمود) در خصوص کتاب های امانتی مرحوم علامه نظر می خواهد که ایشان اعلام می دارد : علامه فرزند اهل علم ندارد لذا کتاب ها را شما به هر طریقی که صلاح می دانید بدان عمل کنید...
مقام علمی و تقوا:
مرحوم علامه وانشانی در باره مقام علمی خود فرموده :من و آیه الله سید محمدتقی خوانساری از نظر علمی در یک سطح قرار داشتیم با این تفاوت که مرحوم آیه الله خوانساری توفیق شرکت در جنگ علیه انگلیس را داشته و من نداشتم .
آیه الله سید محمدتقی خوانسار ی پس از رهایی از اسارت انگلیسی ها(هندوستان) به خوانسار آمده و روزی عده ای از اهالی وانشان برای دیدار با ایشان جهت رسیدگی به امور وجوهات شرعی به ایشان مراجعه می نمایند ، مرحوم خوانساری از آنها سؤال می نمایند اهل کجا هستید؟ می گویند اهل وانشان. می فرمایند: مگر آقای شیخ محمد صادق علامه در وانشان تشریف ندارند؟ جواب می دهند: چرا تشریف دارند مرحوم آیه الله خونساری می فرمایند :
آقا ی شیخ محمدصادق علامه وانشانی از جهت زهد و تقوا و ورع کم نظیر است، بروید پیش او و به حساب وجوهات خود رسیدگی کنید.
مرحوم علامه از طریق اجاره دادن اراضی موروثی پدرش امرار معاش می نمود و این درآمد وافی به نیازهای او نبود و در نتیجه زندگی وی در نهایت فقر و تنگدستی سپری می شد. اما با وجود آن همه فقر و تنگدستی هرگز از وجوهات شرعیه استفاده نمی نمود . چندین مرتبه از طرف کارگزاران حکومت به ایشان پیشنهاد ورود به محاکم قضایی و قضاوت داده شد ولی ایشان علی رغم تنگی معیشت و فقر مالی پیشنهاد دولتمردان را رد کرد و به زندگی زاهدانه خود قناعت کرد.
به زندگی زاهدانه خود قناعت کرد.
سبب شهرت ایشان به علامه
روزی یکی از بزرگان روستای وانشان ، فرماندار وقت گلپایگانی و تنی چند از علمای گلپایگان و مرحوم شیخ محمد صادق وانشانی را به میهمانی دعوت کرد. در آن مجلس فرماندار گلپایگان سؤالاتی را مطرح نموده و پاسخ هایی را دریافت می نماید و مواردی پیش می آید که جز شیخ محمد صادق وانشانی هیچیک از علماء حاضر در مجلس ، قادر به پاسخگویی نبودند پس ازمباحثات علمی میان ایشان و علما ء گلپایگان ، فرماندار می گویند:
الحق والانصاف لقب علامه شایسته چنین شخصی است و همانجا دستور می دهد نام خانوادگی شیخ محمد صادق وانشانی را از« زهدی » به «علامه» تغییر دهند و در شناسنامه ی ایشان تغییرات ثبتی انجام شود.
خاطرات بسیاری از زندگانی ایشان نقل شده که همگی شنیدنی و پندآموز است که دو نمونه از آنرا بزودی از همین وبلاگ در اختیار شما کاربران گرامی قرار خواهیم داد .
مرحوم علامه پس از حدود نیم قرن تلاش و کوشش جهت هدایت وارشاد مردم شریف وانشان در سن حدود هشتاد سالگی در سال 1328 شمسی به رحمت حق پیوست ودر جوار بارگاه ملکوتی شاهزاده ابوالفتوح قریه وانشان به خاک سپرده شد.روحش شاد وراهش پر رهرو باد .
منابع:
1- کتاب گنجینه دانشمندان
2- کتاب اعلام الشیعه جلد دوم
3- کتاب شرح حال دانشمندان گلپایگان جلد دوم
4- کتاب سیری در تاریخ و جغرافیای گلپایگان
در پایان از جناب آقای حاج میرزا عبدالرضا علامه فرزند برومند شیخ محمد صادق علامه وانشانی به خاطر مساعدت ایشان جهت تکمیل اطلاعات سپاسگزاریم .
زندگینامه سردار حسین سلامی:
سردار سرتیپ حسین سلامی در سال 1339 در شهرستان گلپایگان متولد شد. در سال 1357 همزمان با اوج گیری انقلاب در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت قبول شد. پس از وقوع انقلاب فرهنگی و همزمان با آغاز دوران پرشکوه دفاع مقدس در آبان ماه سال 1359 به سپاه پیوست.
سردار سلامی در طول دوران دفاع مقدس در جبهه های نبرد حق علیه باطل در کردستان و عمدتاً در جبهه جنوب در مسئولیت های رزمی و فرماندهی مختلف در لشکرهای کربلا، 14 امام حسین (ع) و قرارگاه نوح (ع) در کنار رزمندگان اسلام بوده است.
وی پس از پایان جنگ دوره دانشکده فرماندهی و ستاد را گذراند و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مدیریت دفاعی گردید.
جانشین جدید فرمانده کل سپاه همزمان با تدریس در دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه، از دانشگاه علم و صنعت نیز فارغ التحصیل شد.
سردار سلامی موسس و فرمانده دوره عالی جنگ [از سال 1371 تا 1376] بوده و از سال 1376 الی 1384 در سمت معاون عملیات ستاد مشترک سپاه اشتغال به خدمت داشته اند.
جانشین جدید فرمانده کل سپاه از سال 1384 تا 12 مهرماه 1388 فرماندهی نیروی هوایی سپاه را عهده دار بوده اند.
وی هم اکنون علاوه بر مسئولیت جانشینی فرماندهی کل سپاه، عضو هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی نیز می باشد.
بیو گرافی حاج شیخ قدرت الله مشایخی
(اعلی الله المقامه)
محل تولد : گلپایگان
تابعیت : ایران
تاریخ تولد : ۰۱/۰۱/۱۳۱۹
زندگینامه علمی :
اینجانب قدرت الله مشایخی در سال 1342 بعد از تحصیلات ابتدایی وارد مدرسه علمیه خوانسار شدم و کتاب جامع المقدمات را نزد مرحوم آیت الله حاج آقا حسن علوی فرا گرفتم و در سال 1344 وارد حوزه علمیه اراک و سیوطی و حاشیه را نزد آقای رفیعی در مدرسه آقا ضیاء الدین گذرانده و در سال 1345 وارد حوزه علمیه قم و کتاب مغنی را نزد حاج سید حسن درچه ای و آقای فشارکی و معالم الاصول را نزد آقای اشکوری و مطول را نزد آقای دوزدوزانی و شرح لمعه را نزد آقای ستوده و سید ابوالفضل موسوی و قوانین را نزد آقای اعتمادی مکاسب را نزد آیت الله سلطانی و آیت الله فاضل لنکرانی و رسائل را نزد آیت الله سبحانی گذرانده و کفایه را نیز نزد آیت الله سلطانی و آیت الله مشکینی . سپس درس خارج حوزه را مدتی در خدمت مرحوم آیت الله داماد و آیت الله حاج آقا مرتضی حائری گذرانده و مدتی نیز درس اصول آیت الله حاج شیخ هاشم آملی و آیت الله حاج میرزا جواد تبریزی و خارج فقه را سال های متمادی نزد حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی فرا گرفتم . در درس فلسفه مدت 8 سال خدمت آقای حسن زاده آملی اسفار شرکت کردم . مدت کوتاهی در یک تابستان مسائل مستحدثه را نزد حضرت امام خمینی رحمه الله علیه آموختم . در خلال این سنوات همیشه در ماه های تبلیغ محرم و صفر و رمضان را مشغول منبر و تبلیغ در شهرهای مختلف کشور و در حدود چند سالی اداره کلاسهای فن خطابه دفتر تبلیغات اسلامی را به عهده داشتم . بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و بازگشایی دانشگاه ها از سال 1362 بنا به دعوت شورای انقلاب فرهنگی وارد دانشگاه الزهراء شدم چند سالی را به تدریس دروس معارف اسلامی مشغول بودم و بنا به تقاضای دانشگاه از سال 1370 از طریق شرکت درخبرگان بی مدرک جزء هیئت علمی دانشگاه الزهراء ، دانشکده الهیات در گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی قرار گرفتم و اکنون هم جزء هیئت علمی این دانشکده در دانشگاه الزهراء می باشم و تقریبا اوقات درسی نیمی ازهفته را در آنجا و نیمی ازهفته را نیز در حوزه علمیه قم اشتغال دارم . در دوران تحصیل درحوزه گذشته از اداره کردن کلاس های فن خطابه درس های اعتقادی مدرسه حقانی و همچنین درس لمعه و عروه الوثقی را در مدرسه آیت الله گلپایگانی تدریس داشتم و در مدرسه فاطمیه درس هائی ازنهج البلاغه را تدریس می کردم که جزوه های آن را هر هفته بین طلاب تقسیم می کردند و در این بحث ها نامه امام به مالک اشتر و وصیتنامه آن حضرت به امام حسن مجتبی علیه السلام مورد بحث و تدریس قرار می گرفت . در حال حاضر در دانشگاه قواعد فقه ، احادیث فقهی ، مبادی فقه ، مبادی اصول و فقه تطبیقی که عبارت از فقه مذاهب خمسه می باشد را تدریس می کنم و در بسیاری از این درس ها مثل تاریخ اسلام ، معارف اسلامی و سوره های متعددی از تفسیر قرآن جزو ه هایش موجود است . روزهایی را که در حوزه هستم در درس فقه آیت الله حاج شیخ میرزا جواد تبریزی شرکت می کنم و مشغول تکمیل جزوه های گذشته و بحث هائی در نهج البلاغه هستم .
فعالیتها: • اصول فقه • تبلیغ • قضاوت، حقوق، علوم سیاسی • محقق
بیوگرافی سید حسین اطیابی مشاور راهنمایی خانواده
سید حسین اطیابی درمهر ماه 1321 درشهرستان گلپایگا ن (وانشان) متولد شد. تحصیلات ابتدایی ودبیرستا ن ودانش سرای
مقدماتی خود را در همان شهر گذراند ودر مهر ماه سال 1341 به استخدام آموزش وپرورش درآمد .مدت هشت سا ل با سمت های
مختلف از جمله آموزگاری , مدیردبستا ن ودبیر دبیرستا ن درشهرهای خوانسارو گلپایگا ن خدمت کرد ودرسال1347 جهت ادامه
تحصیل در دانش سرای راهنمایی به اصفهان رفت وپس از یک سال تحصیل وخدمت درآن شهر در رشته تربیت مشاور راهنمایی
تحصیلی دانش سرای عالی تهران پذیرفته شد و به صورت مامور در این رشته به ادامه تحصیل پرداخت.در خرداد ماه سال53 با کسب
رتبه ی سوم به اخذ لیسانس مشا وره وراهنمایی نایل گشت ومدت 2سال در منطقه ی9 آموزش وپرورش تهران (منطقه ی8
فعلی)به سمت مشاور تحصیلی مشغول وسپس در سال 1355 مجددا دردانشگاه تربیت معلم تهران در مقطع کارشناسی ارشد
مشاوره و راهنمایی مامور به تحصیل شد .در سال 57 باکسب رتبه ی اول در کارشناسی ارشد دانشگاه مذکور فار غ ا لتحصیل و به
سمت مشاورراهنمایی تحصیلی مجددا در منطقه ی9 تهران به ادامه ی خدمت پرداخت. پس ازپیروزیانقلاب اسلامی در سال 58 ودر
زمان وزارت شهید رجایی در آموزش وپرورش، به ریاست آموزش وپرورش ناحیه ی11 تهران برگزیده شد (منطقه4 فعلی). درسال 59
به مرکز تربیت معلم شهید دستغیب تهران منتقل وتا سال 75 درسمت های مدرس, مشاور ورئیس مرکز تربیت معلم شهید دستغیب
خدمت نمود.در سال 75به مرکز تربیت معلم بلال حبشی تهران منتقل وتا سال77 در سمت های مدرس و مشاور انجام وظیفه نمود
وپس از36 سال خدمت آموزشی در وزارت آموزش وپرورش باز نشسته شد .لیکن خدمت خودرادر سمت مشاور خانواده درصدای
مشاور ازمان بهزیستی که از سال72 به موازات خدمات آموزشی شروع کرده بود همچنان ادامه داد(به مد ت14 سال).
از جمله فعالیت های دیگر وی:
- عضویت در کمیسیون دوره راهنمایی تغییر بنیادی نظام آموزش وپرورش کشور.
- عضویت در کمیسیون دوره ی عمومی تغییر بنیادی نظام آموزش وپرورش کشور.
- عضویت در کمیته ی برنامه ریزی دروس تربیتی تربیت معلم سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش.
- عضویت درکمیته اصلی برنامه ریزی تربیت معلم کشور (از14 سال پیش).
- شرکت درکنفرانس منطقه ای یونسکودر علوم وتکنولوژی در کشور مالزی.
- همکاری با سازما ن سما وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی.
- همکاری در انجام مصاحبه وگزینش مشاوران آموزش خانواده
آموزش وپرورش شهرستا ن های استان تهران در چند دوره.
- همکاری در انجام مصاحبه وگزینش دبیران و معلمان اعزامی به مدارس خارج از کشور درچند دوره.
- برگزاری کارگاه های آموزشی در آموزش وپرورش و ضمن خدمت.
- همکاری با مراکز خدمات مشاوره ای ارشاد (که هم اکنون نیز ادامه دارد) وروزبه تهران وابسته به شورای عالی خدمات مشاوره ای به عنوان مشاور خانواده.
پژوهش ومقالات:
- انجام پژوهشی با عنوان بر رسی خدمات مشاوره وراهنمایی از دید گا ه های مختلف.
- تدوین جزوه روان شناسی تربیتی جهت تدریس در مر کز تربیت معلم.
- تدوین جزوه ای پیرامون مشاوره وراهنمایی ومعلم راهنما جهت ارائه به سازمان سما.
- تدوین جزوه ای پیرامون مشاوره وبرنامه های آن وارائه به کمیسیون دوره راهنمایی تغییر بنیادی نظام آموزش وپرورش.
- ارائه ی مقاله ای در ارتباط با صلاحیتها و مهارت های معلمان علوم تجربی به کنفرانس یونسکو قسمت منطقه ای اپید(apid )
به عنوان عضوشرکت کننده درکنفرانس.
نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .
- مقالاتی پیرامون جایگاه روشها ی تدریس وارائه به گرد همایی روسای مراکز تربیت معلم کشوردر مشهد.
- همکاری در تدوین جزوه ی صلاحیتهای حرفه ی معلمی منتشره در کمیته برنامه ریزی دروس تربیتی تربیت معلم سازمان پژوهش
وبرنامه ریزی درسی وزارت آموزش وپرورش.
- بر رسی واعلام نظر و پیشنهاد ورای درمورد کلیه ی سرفصل ها و ریز مواد دروس و برنامه های رشته های تربیت معلم کشور
(متجاوز از 13 رشته ی کار دانی) و رشته های کار شناسی و کارشناسی ارشد در کمیته اصلی برنامه ریزی تربیت معلم کشور
(به عنوان عضو اصلی صاحب رای از 14 سال پیش).
منبع : وبلاگ وانشان دیار پاکان
[align=center]
سید مسعود اطيابي
کارگردان
تاریخ تولد: اول مهر ١٣٤٣
محل تولد : گلپایگان (روستای وانشان)
.....................................................
سید مسعود اطیابی متولد ۱۳۴۳ گلپایگان و دانش آموخته دوره مدیریت تولید از مؤسسه آموزش عالی سوره است. او کار خود را به عنوان پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی در زمینه فرهنگی آغاز کرده و پس از آن از سال ٦٤با حضور در جبهه و فیلمبرداری از عملیات رزمندگان اسلام، فعالیت خود را در زمینه تصویر آغاز کرد.با پایان یافتن جنگ به عنوان مدیر تولید و برنامه ریز و سپس تهیه کننده و کارگردان به فعالیت هنری خود ادامه داد و فیلم «مصائب دوشیزه»، نخستین تجربه اطیابی در زمینه کارگردانی بود.
.....................................................
فعالیت ها
1388 صبح روز هفتم ( سیدمسعود اطیابی ) [کارگردان] در دست ساخت
1388 شرط اول ( سید مسعود اطیابی ) [کارگردان] در دست ساخت
1387 خروس جنگی ( سید مسعود اطیابی ) [کارگردان]
1386 باورم کن ( سید مسعود اطیابی ) [تهیه کننده]
1385 مصائب دوشیزه ( سید مسعود اطیابی ) [کارگردان]
1382 خاموشی دریا ( سید مسعود اطیابی ) [تهیه کننده]
1376 آخرین نبرد ( حسید مسعود اطیابی ) [مدیر تولید-مجری طرح]
1375 روزی که خواستگار آمد ( سید مسعود اطیابی ) [مدیر تولید]
1375 شوک ( سید مسعود اطیابی ) [مدیر تولید]
1375 در سرزمینی دیگر ( سید مسعود اطیابی ) [مدیر تولید]
1372 جای امن ( سید مسعود اطیابی ) [مدیر تولید]